شیرین سیدی| شهرآرانیوز؛ مجموعه سهجلدی «هما» که مدتی است توسط انتشارات «اگر» منتشر میشود، تکنگاریهایی مستند با تکیه بر منابع تاریخی هستند که نقش سه زن را در بزنگاههای تاریخ ایران بررسی کردهاند. از آنجا که نویسنده دو کتاب این مجموعه مشهدی است، نشر «چشمه دلشدگان» جلسه یکشنبهها با کتاب شهریورماه خود را به معرفی دو کتاب «خاتون سلطاننشان؛ زندگی و زمانه ترکان خاتون خوارزمی» و «شهبانوی نیکوکار؛ زندگی و زمانه گوهرشاد» اختصاص داده بود.
این جلسه صد دقیقهای، سفری بود به قرنهای ششم تا نهم قمری در شهرهای بزرگ خراسان و ماوراءالنهر همچون هرات، گرگانج و خوارزم و شهر تازهمتولدشده مشهد. همچنین، روایتی بود از دو زن که یکی به کارهای نیکش شهره شده و دیگری به قساوتش؛ روایت دو مادر و مادربزرگ که در دو برهه حساس تاریخ ایران، حتی از همسران و پسرانشان نامدارتر شدند. مدیریت این جلسه را فرزانه بهار، پزشک و فعال حوزه فرهنگی، بر عهده داشت و مهدی سیدیفرخد و محمدمهدی قائمی، مؤلفان دو کتاب، درباره این دو شخصیت و شیوه نگارش آثارشان برای جمع سخن گفتند.
دکتر فرزانه بهار که از زنان فعال در حوزه فرهنگ ایران است، درباره اهمیت انتخاب این دو شخصیت گفت که شرح احوال و روزگار آنها ما را به جغرافیایی فراتر از ایران امروزی و در بعد ایران فرهنگی میبرد. تیموریان که با فاصله یک نسل از تیمور ویرانگر، به حکومتی اهل فرهنگ و هنر تبدیل شدند و مرکزشان از سمرقند به هرات آمد، در این شهرها آثار شگفتی خلق کردند و در مشهد نیز بانی ساختوسازهای اساسی شدند؛ اما خوارزمشاهان در طول دوره حکومت خود، خوی ایرانی نگرفتند و جز برقرار ماندن و گسترش قلمرو حکومتشان، دغدغه دیگری نداشتند. بهار نکته ظریف انتخاب این دو کتاب در کنار هم را مقایسه دو زن، دو مسیر و دو سرنوشت متضاد خواند؛ یکی گویی نماینده اهورامزدا و سبب خیر و آبادانی، و دیگری نماینده اهریمن و نماد ویرانگری است.
بهار همچنین با اشاره به اینکه گوهرشاد فرزندی، چون بایسنغر پروراند که آثاری مانند قرآن و شاهنامه بایسنغری یادگار روزگار اوست و خود نیز با بناهای بسیار، حامی اصلی هنر و معماری دوره تیموری شد، این بانو را نمونهای از حاکمانی دانست که فرهنگ ایرانی را برگزیدند و به آن خدمت کردند.
مهدی سیدی نیز که مؤلف کتاب «شهبانوی نیکوکار» است، درباره گوهرشاد گفت: «این زن عروس تیمور و برای نزدیک به شصت سال همسر شاهرخ تیموری بود؛ او ستون فرهنگ و سازندگیِ دوره پس از تیمور شد. یادگار اصلی گوهرشاد در مشهد ما، مسجد جامع شهر و موقوفات وسیع آن، از جمله اراضی ۳۰۰ هکتاری سرده و سعدآباد است؛ موقوفاتی که برای ششصد سال مستقل از موقوفات آستان قدس رضوی اداره میشدند. اقدامات او در مشهد به این سبب بود که حکومت خراسان غربی با مرکزیت مشهد به پسرش بایسنغر داده شد. شهر ما در آن زمان تازه به چنین جایگاهی میرسید و به عمارت حکومتی، مسجد جامع، مدارس دینی و... احتیاج داشت؛ بنابراین گوهرشاد و همسرش شاهرخ شاید به نوعی برای هدیه به پسر خود عمارتهای متعددی در مشهد ساختند.»
سیدی درباره منبع نگارش این تکنگاری نیز چنین توضیح داد: «کتاب حاضر خلاصهای از پژوهش و کتاب مفصل مسجد و موقوفات گوهرشاد است که حدود بیست سال پیش به مناسبت ششصد ساله شدن وقفنامه گوهرشاد نوشته شد؛ کتابی که شامل سرگذشت گوهرشاد، وقفنامه او، موقوفات دیگران بر مسجد گوهرشاد، تاریخچه اداره مسجد و موقوفات، افسانههای گوهرشاد و... است. مخصوصا بخش افسانههای گوهرشاد را برای خواندن توصیه میکنم، چون نشان میدهد چطور افراد خوشنام از خود خاطرات خوش در حافظه تاریخی مردم میگذارند و وارد اوسنههای آنها میشوند.»
نیمه دوم جلسه به معرفی کتاب «خاتون سلطاننشان» اختصاص داشت؛ دبیر نشست در معرفی این کتاب با اشاره به گرایشهای قبایل ترکان خاتون که منافع قبیله خود را به سرنوشت کشور و حتی برقرار ماندن حکومت پسرش ترجیح میدادند، او را نماد حکومت اهریمنی و ویرانگر خواند. این کتاب بهخوبی نشان میدهد چه اتفاقاتی سبب شد مغولان بهراحتی خراسان را در نوردند.
محمدهادی قائمی هم در توضیح محور نخست گفت: «هر اثری یک پیکره دارد و یک پیوست. پیکره این کتاب همانطور که از نامش پیداست احوال ترکان خاتون است، اما پیوست آن که در بطن این تکنگاری نهفته، شرایط اجتماعی و سیاسی روزگار اوست. با تمام وجوه منفی که از این شخصیت تاریخی گفته شده، از جمله قساوت، خودخواهی و کینهتوزی، اما نباید از هوش سرشارش غافل شدزیرا او توانست با همراهی پسرش در مدت ۱۰ سال، قلمرو محدود خوارزمشاهان را به نزدیک مرزهای روزگار ملکشاه سلجوقی -که بزرگترین قلمرو پس از اسلام حاکمان ایرانزمین بود - برساند.
قائمی درباره نحوه تألیف کتاب نیز توضیح داد: «برای یک تألیف بر پایه تاریخ، سه شکل ادبی داریم که شامل رمان تاریخی (مانند سووشون که بر پایه یک واقعه به خلق یک اثر ادبی پرداخته است)، روایت تاریخی (مانند تاریخ بیهقی که وقایع تاریخی درست است، اما چیدمان و زاویه دید تغییر میکند) و نوع سوم، تاریخ روایی است که نویسنده فقط مجاز است به منابع استناد کند و افزودهای بر آن نیفزاید و تنها با زبان ساده تاریخ را روایت کند. عمده این کتاب برگرفته از دو جلد اول تاریخ جهانگشای جوینی و البته دیگر آثار آن دوره است که به اصل متن تاریخ وفادار بوده و قضاوت نهایی درباره ترکان خاتون را به خواننده واگذار کرده است.»
مهدی سیدی که خود در نگارش دو کتاب سهیم بوده است، درباره سرنوشت دو شخصیت هم چنین بیان کرد: «شاهرخ همسر گوهرشاد در سال ۸۵۰ قمری درگذشت و از این پس با آغاز درگیریهای جانشینی، روزگار تلخ گوهرشاد که حامی یکی از فرزندان بایسنغر بود آغاز شد و در نهایت ابوسعید، نوه تیمور، در سال ۸۶۱ قمری گوهرشاد خاتون را کشت. اما مردم آنقدر او را دوست داشتند که بند گلستان را که ساخته این قاتل گوهرشاد است، به گلستانه خانم کنیز گوهرشاد نسبت میدهند. دویست سال پیش از آن نیز ترکان خاتون خوارزمی مرگی تلخ را تجربه کرده بود. او پس از آنکه پسرش سلطان محمد از رویارویی مقابل مغولان گریخت و یک دوره دربهدری را گذراند و حدود سالهای ۶۱۷ یا ۶۱۸ قمری در جزیره آبسکون در دریای خزر درگذشت، حین گریز از چنگ مغولان اسیر آنها شد. جالب است در زمان گریز به او گفتند به جلالالدین پناه ببرد، اما او گفت اسیر شدن در چنگ مغولان را به رفتن نزد پسرِ آیچیچک که از قبیلهای غیر از قبیله خودش بود ترجیح میدهد.
همین قبیلهگرایی افراطی هم سبب شد در قلعه ایلال که مابین راه ساری و دامغان قرار دارد گرفتار دست مغولان گردد؛ او با حقارت تا سال ۶۳۰ اسیر آنها بود و پس از آن از دنیا رفت. این دو سرنوشت هم گویای نوع رفتار و مخصوصا بیان دو نوع حکومتداری است: یکی تنها به فکر منافع شخصی و قبیله خود، و دیگری به فکر آبادانی سرزمین و رفاه عمومی، که میتواند درسهای زیادی برای ما داشته باشد.»
نا گفته نماند به جز دو کتاب معرفی شده در این سطور، در مجموعه «هما» کتاب دیگری نیز قرار دارد؛ سومین اثر این مجموعه «روبندهپوش مسندنشین؛ زندگی و زمانه حسنجهان» نام دارد که به قلم پریسا کدیور، روایتی از حکمرانی زنان دوره قاجار در جغرافیای پیچیده کردستان را نقل کرده است.